تبليغاتX
आकाश का प्रकाश ، مهر سپهر





















आकाश का प्रकाश ، مهر سپهر

جن کا ہم انتظار کر رہے ہیں ۔ ۔ ۔

به نامش و به یاد ولیّش...

آیینه ی خدانما

آیینه ی کبــــــــریــا علی بودمرآت خــدا نـما  علی بود
پیــری که به بر نمود تشریفاز خلقت هل اتی علی بود
هرنــامه که شد فرود از حقدر مدحت مرتضی علی بود
هرجلوه که کرد چهره ی دوستبــر خــاطر اولیــا  علی بود
هر نامه که از خدای، جبــریلآورد به مصطفی  علی  بود
مقــصود زِ طوف حج و عــمرهو ز کعبه و از منی  علی بود
مطلوب زِ کنه زمــــزم و حجراز مـروه و از صفــا  علی بود
بـــر موضــــع خاتـــم نبـــــوتآن کس که نهاد پا  علی بود
کــــام هـــــمه را روا علی بوددرد هـــــمه را دوا  علی بود
شایسته ی هل اتی علی بودزیبنده ی لافتـــی  علی بود
هـم اول و مبـتــــــدا علی بودهم غایت و منتهی  علی بود
آن پرده فکن که پرده برداشتاز لوکشـــف الغـطا  علی بود
گــر پـرده ز چــهره برفکنــدیگفتی همه کس خدا،علی بود

                                                                          (میرزاحبیب خراسانی)


عید سعید غدیر خم مبارک...

خدایا وارث غدیر را برسان...

+نوشته شده در سه شنبه 24 آبان1390ساعت3:2 قبل از ظهرتوسط گلبرگ | |

 

به نامش و به یاد ولیش...

گاهی اوقات بعضی چیزها آن قدر برایت روزمره می شودکه ارزشش را فراموش می کنی. به همه چیز عادت می کنی. "تکرار" و "تکراری" در ذهنت دور می زند. همه اش از این جا شروع می شود. یادت می رود که هر آنچه داری، نعمتی از جانب اوست و هرکدام در جای خود ارزشمند. اگر دوباره لطف کند، تلنگری می تواند به مسیر اصلی باز گرداندت؛ وگرنه چنان به بیراهه رفتن عادت می کنی که بازگشتت ناممکن می شود.

پدر، مادر، خانه، خانواده، امنیت، آرامش، عاطفه، محبت، دوست، هدیه، عشق، فداکاری...

این واژگان چه چیز را در ذهنت مجسم می کند؟ مادرت که مهربان است؛ پدرت که فداکار است؛ خانواده ای که دوستت دارند؛ خانه ای که در آن یگانه ای؛ یگانه مادر، یگانه پدر، تنها دختر، تنها پسر. حتی با وجود خواهران و برادران دیگر، باز هم یگانه ای. به نامت خوانده می شوی. عزیزی؛ هرچند اطرافیان ابراز محبت را از یاد برده باشند. تو خوشبختی که این حال را داری. شاید ندانی که تصور ذهنی این واژگان برای برخی آرزو است. همان هایی که اگر یک بار ملاقاتشان کنی، حباب خواسته هایت می ترکد، تندیس آرزوهای دور و درازت خرد می شود. می فهمی که صدها بلکه هزاران نفر دوست دارند در جایگاه تو باشند. آن وقت از اشتباهات اطرافیانت به راحتی چشم می پوشی و به درگاه پروردگارت سر به سجده می سایی که تو را اینگونه قرار داد.

کاش همه ی دور افتادگان کوی آن مهربان پدر، به مقامش آشنا گردند تا هیچ کس در دنیا غم بی کسی و تنهایی در دل نپرورد... اللهم عجّل فرجه و سهّل مخرجه...

 

پ.ن ۱: عذر تقصیر به جهت دوری...

پ.ن ۲: میلاد پدر مهربانمان را به همه ی شیفتگان مبارکباد می گویم. امید که سال آینده را در حضورش جشن بگیریم.

+نوشته شده در شنبه 1 مرداد1390ساعت3:59 بعد از ظهرتوسط گلبرگ | |

به نامش و به یاد ولیّش . . .

ابن‌ابي‌ليلي(قاضي معروف كوفه)روزي همراه ابو‌حنيفه (رئيس مذهب حنفي) به محضر امام‌صادق‌علیه‌السلام  آمدند.

امام‌صادق‌علیه‌السلام به ابن‌ابي‌ليل فرمودند:«اين مردي كه همراهت آمده كيست؟»

ابن‌ابي‌ليل:«فدايت گردم، اين مرد از اهالي كوفه است كه صاحب نظر و فتوا مي‌باشد، اهل بصيرت بوده و دركوفه نفوذ دارد.»

 امام‌جعفرصادقعلیه‌السلام :«گويا همان كسي است كه با راي خود احكام را به همديگر قياس می‌كند.» (يعني ابوحنيفه ،نعمان بن ثابت است.)

آنگاه امام‌جعفرصادق‌علیه‌السلام  به ابوحنيفه رو كرد وچنين فرمود:«اي نعمان!آيا سرت را به چيزي قياس مي‌كني؟»

ابو حنيفه:«نه»

امام‌صادق‌علیه‌السلام :«تورا چنان نمي‌يابم كه بتواني با قياس نتيجه‌ی نيكي بگيري، آيا ميداني چرا داخل چشم‌ها شور است، وداخل گوش تلخ است، وآب داخل بيني سرد است  وآب دهان گوارا است؟»

ابو حنيفه:«نه نمي دانم»

امام‌صادق‌علیه‌السلام :«آيا سخني را كه آغازش كفر وپايانش ايمان است مي شناسي؟»

ابو حنيفه:«نه نمي شناسم.»


در اين حين ابن‌ابي‌ليل به امام عرض‌كرد:«فدايت گردم ما را در مورد آنچه فرموديد،نا اگاه نگذاريد،تقاضا مي‌كنم توضيح دهيد.»

امام‌صادق‌علیه‌السلام :«پدرم از پدرانش وآنها از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌ نقل كردند كه فرمودند:«خداوند دو عدد پيه در چشم قرار داده و آن را شور نموده آگر آن شوري نبود، آن دو پيه فاسد مي شدند و اگر چيزي مانند تيغ و خاشاك به آن مي رسيد،آن را پاره ونابود مي كرد. خداوندتلخي را درون گوش ها قرار داده تا نگهبان مغز باشد؛ زيرا هر حشره اي وارد گوش گردد، همان تلخي باعث خروج آن حشره مي‌گردد وگرنه آن حشره وارد مغز مي‌شد و آن‌ را تباه مي‌ساخت و انجماد را در آب بيني قرار داد كه اگر چنين نبود،آب بيني همواره ريزش مي‌كرد. خداوند آب دهان را گوارا نمود تا انسان لذت خوردني‌ها و آشاميدني‌ها را دريابد.

اما سخني كه آغازش كفر است وپايانش ايمان،گفتن لا اله الا الله است (كه ازنفي معبود شروع شده وبا اثبات معبود حق ختم مي گردد)


آنگاه امام‌صادق‌علیه‌السلام به ابو حنيفه رو كرد وگفت:«اي نعمان! ازقياس كردن بپرهيز زيرا پدرم از پدرانش وآن‌ها از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم نقل كردند كه فرمود:«كسي كه چيزي از دين را بر اساس راي خود قياس وتشبيه كند، خداوند اورا با ابليس مقرون نموده است، زيرا نخستين كسي كه قياس كرد ابليس بود كه(طبق فرموده قرآن دليل سجده نكردنش برآدم را بر اساس قياس قرار داد وگفت:«خدايا تو مرا از آتش آفريدي وآدم را از خاك و آتش برتر از خاك است.» (اعراف/12) بنا بر اين از راي وقياس دوري كنيد همانا روانيست دين خدا بر پايه قياس نهاده شود.»

سپس امام‌صادق‌علیه‌السلام با ذكر چند مثال زير،بطلان قياس در دين خدا را،براي ابوحنيفه شرح داد:


«اي ابو حنيفه! به نظر تو كشتن كسي به ناحق بزرگتر است يا گناه زنا؟»

ابو حنيفه:«گناه كشتن بزرگتراست.»


امام‌صادق‌علیه‌السلام :(اگر عمل كردن به قياس صحيح باشد) پس چرا خداوند، دو شاهد براي اثبات كشتن كافي مي‌داند، ولي براي اثبات زنا چهار گواه لازم است؟!»


مثال ديگر، از تومي‌پرسم:«آيا زن ضعيفتر است يا مرد؟»

ابوحنيفه:«زن ضعيفتر است.»


امام‌صادق‌علیه‌السلام :«پس چرا خداوند در قانون ارث براي مرد دو سهم قرار داده و براي زن يك سهم؟آيا با قياس مي‌توان اين مساله را حل كرد؟»


ابوحنيفه:«نه»


امام‌صادق‌علیه‌السلام :«به من خبررسيده كه تواين ايه (8/تكوير)(حتما در روز قيامت از نعمتها سوال مي‌شود) را چنين تفسير ميكني كه منظور از اين نعمت‌ها ،غذاي گوارا وآب خنك در روز گرم تابستان است.»

ابوحنيفه:«آري»


امام‌صادق‌علیه‌السلام :«هرگاه شخصي تو را مهمان خود كرد و غذاي لذيذ وآب خنك به تو بدهد، سپس بر تو منت بگذارد، درمورد چنين ميزباني چگونه داوري ميكني؟»


ابوحنيفه:«مي‌گويم اوشخص بخيلي است.»

امام‌صادق‌علیه‌السلام :«آيا خداوند بخيل است كه درقيامت ازآب ونان بازخواست كند؟»


ابوحنيفه:«پس منظور از نعمت‌ها در اين آيه چيست؟»


امام‌صادق‌علیه‌السلام : «منظور دوستي ما خاندان است كه خداونددر قيامت در موردآن باز خواست مي‌كند.» 
 

اللّهم عجّل لولیّک الفرج

+نوشته شده در پنجشنبه 23 دی1389ساعت1:45 بعد از ظهرتوسط گلبرگ | |

 

                الحمد لله الذّی جعلنا من المتمسّکین

                        بولایة امیرالمؤمنین   

                      و الائمة علیهم السلام


عید غدیر مبارک...

+نوشته شده در پنجشنبه 4 آذر1389ساعت6:5 بعد از ظهرتوسط گلبرگ | |